80. تازه ها!
وقتی بهت میگم به چیزی دست نزن ... تو کلمه ی دست رو که میشنوی کاری رو که میکنی بیخیال میشی و شروع میکنی به دس دسی کردن:* قربون عقلت برم من:*
چهار دست و پات تکمیل شده مامانی:* دیگه به اونم رضایت نمیدی و احساس میکنی باید از جات بلند شی:* خلاصه که به هرچیزی دستت رو میگیری و بلند میشی ... خیلی کارات خطرناک شده:( منم همششششششش دلواپستم:( خدایا مواظب گلم باش:*
یکی از ترسناکترین کارهات بازی با سیم هستش همچنان:( خوب چیکار کنیم اینجا جایی نیست که سیمها رو جمع کنیم! یعنی در کل همین سیمها فقط تو خونه س:دی همه چی از نظرم الان خطرناکه:( کمککککککککککککککککککک! چقدر این مرحله تون سخته:)
از خواب که پامیشی یهویی یه چرخ میزنی عین این آکروبات بازا:دی میشینی! بعد چهار دست و پا میری!!! تازه بعضا تو خواب این حرکت رو میکنی:) من که ندیدم ولی بابا مرتضی میگفت کلی خندیده بهت:)) حیف دوربین نبوده اونموقع شب!
همش میگردی پستونکت رو پیدا میکنی و میذاری تو دهنت! خیلی بابات خوشش میومد :دی اکثر مواقع پستونک به دهنی:))
دیگه سرهمی دوست نداری! چون هی جمع میشه میره زیر پات برات سخته و وقتی تنت میکنم همش داری غر میزنی:دی
تازگیا گیر دادی به لپتاپ من! فکر کنم قصد جونش رو کردی:دی ولی اینو بدون اگه لپتاپ خراب شه باید برگردیم خونمون و بابات رو نمیبینی:)) چون اینجا بدون اینترنت یعنی هیچ!!! بابا اینهمه اسباب بازی داری! روزی 65 بار از پای لپتاپ میذارمت پیش اسباب بازیهات و در کسری از ثانیه برمیگردی! ماشالا دیگه تند هم چهار دست و پا میری فینگیلی:*
آهان دیگه تو لیوان بهت آب نمیدم! جالبه همه جور نوشیدنی رو تو لیوان میخوری ولی آب رو انقدر هول میزنی براش که تو خوردن 1 لیوان که یه ذره آب تهشه 3-4 بار به مرز خفگی میرسی! منم که اعصابم داغووووووووووون:دی گفتم تو شیشه شیر بهت آب میدم دیگه:)
چند روزه باهام سرفه بازی میکنی ... هی سرفه میکنی و منتظری جوابتو بدم:*
کار بد که میکنی دعوات میکنم دیگه به من نگاه نمیکنی ولی کارت رو ادامه میدی:دی هر چی میگم آمیتیس؟ روت رو میکنی اونور:))
فعلا همینا یادمه! یادم اومد مینویسم باز!


80. تازه ها!
